قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
5032
تاريخ الفي ( فارسى )
داشتند . روز ديگر صفها آراسته جنگ سلطانى شد و ميرزا رستم از همهكس پيشتر بر لشكر شيراز حمله برد و جنگ عظيم شده شيرازيان ظفر يافتند و ميرزا رستم به جاشان گريخت و از آنجا متوجه خراسان شد و ميرزا اسكندر نيز به آن طرف روان شد . و بعد از فتح ميرزا پير محمد مزاحمتى به لشكريان ميرزا رستم و ميرزا اسكندر نرسانيد . و امير حسن جاندار و فرزندان از روى عجز نزد ميرزا پير محمد آمدند . و مقارن اين ، كتابت ميرزا شاهرخ رسيد كه مشتمل بود بر شرح حرامخوارى ايشان . ميرزا پير محمد در لحظه ايشان را گرفته مصحوب ايلچيان روانهء خراسان گردانيد و خود در ييلاق كندمان « 1 » به جهت آسوده شدن چهارپايان مدتى توقف كرد و به اصفهان آمد و بار ديگر اصفهان را معمور كرد و دفترهاى گذشتهء اصفهان را در آب شسته آن ولايت را به پسر خود ، عمر شيخ داد و امير [ خان سعيد ] برلاس و شيخ محمد جوان [ و ] فاضل را در خدمت او گذاشت « 2 » و شيخ يساول را به حكومت كاشان گذاشت و خود به شيراز مراجعت نمود . و ميرزا ابا بكر چون پدر را گرفته [ و ] نوكران را كشت ، مسموع او شد كه امراى جانى قربانى نوروز و عبد الرحمان از خليل سلطان روگردان شده به راه خوارزم و استرآباد و مازندران تا حدود رى آمدهاند ، جمعى را با استمالت نامهها نزد ايشان فرستاده و ايشان را خواهى نخواهى گردانيده به نواحى درگزين - كه در آن وقت محل نزول ميرزا ابا بكر بود - آوردند . و شهزاده مجموع را به انعام و احسان خوشحال ساخته در باب امور ملك و مال به ايشان مشورت كرد . رأى همه بر آن قرار گرفت كه در بهار متوجه آذربايجان شوند . و به وقت مقرر روانهء تبريز شد . و قرايوسف چون از توجه شاهزادگان آگاه شد ، با امراى عراق كه با او همراه بودند ، مشورت نمود و گفت : « من را به سلطنت كارى نيست و اين مملكت از [ آن ] ميرزا ابا بكر است و شما نوكران او و پدر او بوديد . اكنون نزد او رويد كه من به ولايت قديم خود كه ديار بكر است ، معاودت كنم . » و غرض او از اين سخن امتحان ايشان بود . به يك بار آواز برآمد كه « مدت العمر مفارقت از ركاب عالى نخواهيم كرد . » « 3 » و بر طبق اين سوگند ، بر زبان آورده به اتفاق به جنگ ميرزا ابا بكر روان شده به شنب غازان آمدند . و در بيست و ششم ذيقعدهء سنهء مذكور لشكرها به هم رسيدند و صفها آراسته شد . قرايوسف چون شجاعت ميرزا ابا بكر را مىدانست و گمان داشت كه شهزاده بر قراولان حمله خواهد آورد ، جاى خود را در قشون ديگر مقرر ساخت . و
--> ( 1 ) . ظاهرا بايد كندلان باشد كه از روستاهاى اصفهان است از دهستان برا . - فرهنگ آباديهاى ايران ، ص 390 . ( 2 ) . زبدة التواريخ : « و رجوع ضبط و نسق مالى را به صاحب اعظم مظفر الدين مسعود نطنزى مسلم داشت . » ( 3 ) . روضة الصفا : « گفتند از اميرزاده ابا بكر جز فسق و ظلم چيزى برنمىآيد و اطرافيان او نيز اهل جنگ نيستند . »